گاهي دو نفر با هم بحث مي كنند و با اين كه يكي براي ديگري حق را روشن مي كند ولي اين شخص زير بار نمي رود ، يعني نفس به قدري شرور است كه مي تواند در برابر دو دو تا چهار تا بايستد و بگويد من باور نمي كنم با اينكه فهميده است . براي اينكه به ويروس دروني شك و شبهه مبتلا نشويم بايد آنچه را فهميده ايم باور و عمل كنيم
تا عمل در كار نباشد يقين حاصل نمي شود
آيت الله جوادي آملي در بياني ارزشمند مي فرمايند :
بزرگاني مثل مرحوم فيض كاشاني، صدر المتألهين شيرازي و حكيم سبزواري از كساني بودند كه به خواندن غزلهاي حافظ اهتمام داشتند. انسان وقتي غزلي ميخواند، احساس الهي پيدا ميكند و شورش و تبهكاري را كنار ميگذارد. بعضي با شعر و غزل مأنوسند، بعضي با دعا و مناجات، بعضي با قرآن. البته دعا و قرآن را همه ميتوانند استفاده كنند اما آثار ديگر عموميت ندارند.
ببينيد در اين سن چه چيزي شما را بيشتر به سمت خدا جذب ميكند، همان را مغتنم شماريد.
گاه مناجات يك جوان را اداره ميكند، گاه يك غزل يا قصيده كمبودهاي دروني را ترميم ميكند. لذتي كه انسان از يك غزل خوب ميبرد هرگز از ترانه نميبرد، ترانه سمّي است كه لذت كاذب ايجاد ميكند اما غزل شهد است كه لذت صادق ايجاد ميكند و تا آخر پيري با انسان هست.
آيت الله جوادي آملي در مورد پرخوري مي فرمايند :
يكي از بيانات نوراني حضرت امير اين است كه لَمْ تَجْتَمِعَ الْفِطْنَةُ والْبِطْنَة يعني فطانت و هوشمندي با پرخوري جمع نميشود. پُرخور هرگز خردمند نميشود، چرا؟ براي اينكه تمام تلاش و كوشش روح اين است كه اين غذاها را هضم كند و ديگر فرصت انديشيدن ندارد. درست مثل آن است كه شما يك انسان متخصص دانشمند را رفتگر كوي و برزن كنيد كه زبالهها را جمع كند.
اگر كسي بتواند استاد باشد چرا او را به رفتگري وادار كنيم. روح انسان ميتواند استاد و مربي خوبي باشد، حيف است او را رفتگر جسم كنيم، بگوييم زبالهها را جمع كن.
به ما گفته اند هر كاري انجام مي دهيد بگوييد «بسم الله الرحمن الرحيم» .
يعني هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد طوري باشد كه در مدخل ورودي آن بتوان گفت : خدايا به نام تو .
اين عمل دو دستور به ما مي دهد ؛ يكي اين كه هر كاري را بدون مطالعه و تفكر و عاقبت سنجي انجام ندهيم و دوم اين كه كاري انتخاب كنيم كه بتوانيم بگوييم خدايا به نام تو .
چنين كاري يا واجب است يا مستحب . حرام و مكروه را نمي شود به نام خدا انجام داد . اگر ما اين كار را انجام داديم شيطان در اسارت ما قرار مي گيرد .

فيلسوف معاصر و مفسر قرآن حضرت آيت الله جوادي آملي در موعظه اي مي فرمايند :
گندم مادامي كه در انبار است قيمت ارزاني دارد ، وقتي كه زير سنگ آسياب قرار گرفت و فشار ديد و آرد شد قيمتش بيشتر مي شود . وقتي به تنور رفت و به نان تبديل شد قيمت آن از قبل گرانتر و غذاي آدم مي شود . همين فشار باعث كمال گندم است . ما اگر خود را با گناه مسموم نكنيم و در مسير خدا باشيم هيچ مشكلي پيش نمي آيد . اگر هم آسيبي ديديم اين براي پخته شدن و امتحان ماست .

حضرت آيت الله حاج شيخ عبدالله جوادي آملي در مورد رقّت قلب مي فرمايند :
ممكن است كسي بگويد من در مدت عمرم يك گوسفند را سر نبريده ام يا مرغي را نديده ام كه سر ببرند ، اين رقّت قلب نيست بلكه ضعف نفس است . زيرا همين شخص كه مي گويد من تحمل ديدن گوسفند ذبح شده را ندارم وقتي كباب گوسفند را مي خورد و بوي كباب به مشام فقرا مي رسد بي خيال است و قلبش تكان نمي خورد و به فكر آنها نيست . رقّت قلب و عاطفه از فضائل انساني است در حالي كه ضعف نفس فضيلت نيست . رقيق القلب بودن اين است كه انسان وقتي فقيري را ديد واقعا متأثر بشود ، از قيامت و دوزخ كه گفته مي شود ، از نا بساماني وضع يك عده اي واقعا متأثر بشود ، اين را مي گويند رقّت قلب . راه رقّت قلب هم گناه نكردن است .